طراح تعامل؛ طراح رابطهی انسان با جهان پیرامون ۲/۷
اینتراکشن دیزاین چیست؟ (طرح تعامل)
اینتراکشن دیزاینر کیست؟ (طراح تعامل)
همه چیز در ادامه مطلب
اول باید بدانیم تعامل مجموعهی کنش و واکنش انسان با جهان هست و فقط زمان گفتگو دو انسان با یکدیگر نیست. مثل وقتی که دکمهای را فشار میدهیم و دستگاهی واکنش نشان میدهد، وقتی وارد یک فروشگاه میشویم و مسیر حرکت ما بهوسیلهی چیدمان فضا هدایت میشود، وقتی در یک سازمان درخواستی را ثبت میکنیم و پاسخی دریافت میکنیم، یا وقتی از یک اپلیکیشن برای رسیدن به هدفی استفاده میکنیم یعنی در حال تعامل هستیم.
هرجا کنشی وجود دارد و در برابر آن پاسخی شکل میگیرد، یک تعامل در جریان است.
طراح تعامل کسی است که این کنشها و واکنشها را مشاهده، تحلیل و طراحی میکند. او تلاش میکند رابطهی میان انسان و یک محصول، خدمت، ابزار، محیط یا سیستم، تا حد امکان روشن، قابلفهم، روان و مؤثر باشد.
طراح تعامل فقط به این فکر نمیکند که یک محصول چه شکلی دارد. او میپرسد:
کاربر از کجا وارد میشود؟
چه چیزی را میبیند؟
چه تصمیمی باید بگیرد؟
در کجا ممکن است دچار خطا یا سردرگمی شود؟
سیستم چگونه به او پاسخ میدهد؟
و در پایان، چه احساسی از این ارتباط با خود به همراه میبرد؟
در یک نگاه ساده، طراحی تعامل یعنی طراحیِ چندوجهی مسیر ارتباط.
اما این مسیر فقط به دکمهها، صفحهها و اپلیکیشنها محدود نمیشود. یک دستگاه خودپرداز، سامانهی نوبتدهی بیمارستان، فروشگاه اینترنتی، صندلی خودرو، دستگاه قهوهساز، فرم ثبتنام، یک خدمت آموزشی یا حتی فرآیند پاسخگویی در یک سازمان، همگی دارای تعاملاند.
اگر این تعامل درست طراحی شده باشد، انسان بدون نیاز به توضیحهای طولانی میفهمد چه کاری باید انجام دهد. مسیر را بهتر پیدا میکند، انتخابهایش برای او روشنتر میشوند و در هنگام خطا، میداند چگونه به مسیر خود بازگردد.
اما اگر تعامل درست طراحی نشده باشد، حتی یک محصول خوب هم میتواند خستهکننده، پیچیده یا غیرقابلاعتماد به نظر برسد.
در اینجا تفاوت میان «ساختن یک ابزار» و «طراحی رابطه با ابزار» روشن میشود.
ممکن است یک اپلیکیشن از نظر فنی عملکرد مناسبی داشته باشد، اما کاربر نتواند بهراحتی با آن کار کند. ممکن است یک سازمان خدمات ارزشمندی ارائه دهد، اما فرآیند ارتباط با آن، افراد را سردرگم و خسته کند. ممکن است یک محصول نیاز واقعی مردم را پاسخ دهد، اما روش استفاده از آن، میان محصول و انسان فاصله ایجاد کند.
طراح تعامل در همین فاصله وارد میشود.
او تلاش میکند بفهمد انسانها چگونه فکر میکنند، چگونه تصمیم میگیرند، چگونه یاد میگیرند و در مواجهه با پیچیدگیها چگونه رفتار میکنند. برای این کار، به رفتار کاربران نگاه میکند، با آنها گفتوگو میکند، مسیر استفاده را بررسی میکند، نمونههای اولیه میسازد و پیش از آنکه یک محصول یا خدمت به شکل نهایی عرضه شود، آن را آزمایش میکند.
وظیفهی طراح تعامل این نیست که همیشه همهچیز را برای انسان حذف یا بیش از اندازه ساده کند. گاهی مسئله، سادهکردن نیست؛
درستکردن مسیر فهم و انتخاب است.
او باید تشخیص دهد کجا لازم است انتخابها کمتر شوند، کجا باید اطلاعات بیشتری ارائه شود، کجا سیستم باید به کاربر هشدار بدهد و کجا باید اجازه دهد انسان با آرامش تصمیم بگیرد یا کجا بهترین کار هیچ کاری نکردن است!
به همین دلیل، طراح تعامل میان چند حوزه حرکت میکند:
- میان طراحی و فناوری،
- میان روانشناسی و رفتار انسان،
- میان ارتباطات و معنا،
میان نیازهای فردی و محدودیتهای یک سیستم.
طراح تعامل در نهایت میخواهد تجربهای بسازد که انسان در آن احساس کند دیده شده، فهمیده شده و توانمند است؛ نه اینکه در برابر ابزار یا ساختاری پیچیده، مجبور باشد خودش را با دشواریهای بیدلیل وفق دهد.
با این حال، نباید طراح تعامل را با طراح گرافیک، برنامهنویس یا متخصص تجربهی کاربر یا مشاور و روانشناس یکی دانست؛ هرچند ممکن است با همهی آنها همکاری کند. طراح گرافیک بیشتر با زبان بصری سروکار دارد، برنامهنویس رفتار فنی سیستم را میسازد و طراح تجربهی کاربر به کلیت تجربهی فرد توجه میکند. طراح تعامل بر لحظههایی تمرکز دارد که انسان و سیستم با یکدیگر وارد رابطه میشوند؛ همانجایی که کنش، پاسخ و معنا شکل میگیرد.
پس طراح تعامل، طراح یک صفحه یا یک دکمه نیست.
او طراح رابطهی میان انسان و چیزی است که با آن سروکار دارد.
از یک سلام ساده تا استفاده از پیچیدهترین فناوری، کیفیت زندگی ما به کیفیت این رابطهها وابسته است. هرچه تعامل روشنتر، انسانیتر و آگاهانهتر طراحی شود، امکان فهمیدن، انتخابکردن و اثرگذاشتن نیز بیشتر میشود.
حالا پرسش مهم این است:
● در زندگی روزمره، چند رابطه و چند ابزار را میشناسیم که بهجای کمککردن به ما، از ما میخواهند با ضعفها و حدودیتهای آنها خود را تطبیق دهیم؟
○ بنیامین نایب