🌻 طراحیِ تعامل به مثابه‌ی هنرِ زندگی؛ طراحِ رابطه‌ی خود بودن (۷/۷)

این است سرانجام این سفر

و سرآغاز خلق تجربه‌‌ای بهتر

 

همه چیز در ادامه مطلب

پایانِ سفر یا آغازِ یک نگاه؟
در این بخش میپردازیم به:
عبور از "انجامِ طراحی" به "طراح بودن" (طراح، دیگر فقط نقش ندارد، بلکه خودِ وجودش یک طراحیِ تعاملی است، وجود و حضورش دلیل دارد).
چگونه می‌توان در دنیایِ پر از ابهام، با "طراحیِ تعامل"، یک زندگیِ اصیل و انسانی برای خود رقم زد؟
 

ما در این هفت‌گانه، از تعامل در فیزیکِ جهان شروع کردیم، تعاریفِ انسانیِ اینتراکشن دیزاین را شناختیم، مهارت‌های ذهنی و عملی‌اش را تمرین کردیم و حتی آموختیم که چگونه با "دیباگ‌کردن"، روابطِ روزمره‌ خودمان را بازسازی کنیم.
اما حالا که به ایستگاهِ آخر رسیده‌ایم، پرسشی بزرگ‌تر پیش می‌آید:
آیا طراحی تعامل، صرفاً مجموعه‌ای از مهارت‌ها برای بهتر زیستن است؟
یا خودِ زیستن، چیزی جز "طراحیِ تعامل" نیست؟

پاسخِ ما در مکتب "بودنی بودن" به این پرسش روشن است: طراحیِ تعامل، دیگر یک ابزار یا یک نقشِ شغلی نیست؛ طراحیِ تعامل، "هنرِ زندگی" است.

زندگی؛ بومِ بزرگِ تعاملات
هر لحظه‌ای که نفس می‌کشیم، در حالِ برقراریِ تعامل هستیم؛ با خودمان، با اطرافیانمان، با فضاها و با جهان. ما در هر ثانیه، در حالِ "ساختنِ یک رابطه" هستیم.
وقتی یک نفس عمیق میتواند برای مخاطب ما برداشت و قضاوتی از ما بسازد، پس میپذیریم که تمام جزئیات ما در بودن ما موثر است.
وقتی از طراحیِ تعامل به مثابه‌ی هنرِ زندگی حرف می‌زنیم، یعنی از "عادت‌کردن به واکنش" دست برداریم و به "انتخابِ کنش" روی بیاوریم. تفاوتِ طراحِ زندگی با دیگران در همین است: دیگران "زندگی می‌کنند" (به معنایی منفعلانه)، اما طراح، "زندگی را طراحی می‌کند" (به معنایِ آگاهانه).

طراحِ رابطه‌ی خود بودن؛ اولین و سخت‌ترین پروژه
قبل از اینکه بتوانیم تعاملاتمان با دیگران را بازطراحی کنیم، باید با "خودمان" واردِ گفتگو شویم.
آیا رابطه‌ی من با خودم، یک رابطه‌ی انسانی، محترمانه و خلاقانه است؟ یا یک سیستمِ فرسوده است که پر از باگ‌هایِ خود-تخریبی و قضاوت‌هایِ سخت‌گیرانه شده؟
طراحِ تعامل در زندگی، ابتدا "رابطه‌ی با خویشتن" را دیباگ می‌کند. او می‌پذیرد که "خود"، مرکزِ جهان نیست، اما بسترِ اصلیِ همه‌ی تعاملاتِ اوست. اگر این بستر به‌درستی طراحی نشود، هیچ‌کدام از تعاملاتِ بیرونی کار نخواهند کرد.

مسئولیتِ زیبایی؛ خلقِ تجربه‌هایِ انسانی
هنرِ زندگی، در "ساختنِ تجربه" است. وقتی به دیدنِ دوستی می‌رویم، وقتی در یک جلسه‌ی کاری شرکت می‌کنیم، یا وقتی با خانواده دورِ سفره می‌نشینیم، ما در حالِ "خلقِ تجربه" هستیم.
طراحِ زندگی، به کیفیتِ این تجربه‌ها اهمیت می‌دهد. او می‌پرسد: "آیا این لحظه، به طرفِ مقابلِ من حسِ امنیت می‌دهد؟ آیا این گفتگو، فضایی برای رشد ایجاد کرد؟"
این نگاه، زندگی را از یک روزمرگیِ خشک، به یک "اثرِ هنری" تبدیل می‌کند. ما مسئولیم که در هر برخورد، نه فقط "بودن"، بلکه "بهتر بودن" را طراحی کنیم.

این مسیر مناسب فرادی که فقط میخواهند "بگذرانند" نیست.
این مسیر یک ساختار هدفمند است و مناسب افرادی که میخواهند "خلق کنند"، "تجربه بسازند"، "به انسان و جهان عشق میورزند" و اجازه میدهند کنار هم و با هم رشد کنیم.

زیستن در فضایِ "بتا"؛ رهایی از کمال‌گرایی
هنرِ زندگیِ طراحانه، رها بودن از "کامل‌بودن" است. همان‌طور که نرم‌افزارها همیشه نسخه دارند و بهبود می‌یابند، زندگی هم یک نسخه‌ی نهایی ندارد.
طراحِ زندگی، شکست‌ها و خطاهایِ ارتباطی را نه به عنوانِ پایان، که به عنوانِ داده‌هایِ ارزشمند برایِ نسخه‌ی بعدیِ رابطه می‌بیند. او "خطا کردن" را می‌پذیرد، اما "درجا زدن" را نه.

بازگشت به پرسشِ بنیادین
در طولِ این هفت مقاله، ما از یک تخصصِ فنی (Interaction Design) به یک مهارتِ فکری-هنری (Art of Living) رسیدیم. طراحی تعامل، به ما آموخت که جهان و انسان‌ها "اشیاء" نیستند که از آن‌ها استفاده کنیم؛ آن‌ها شرکایِ ما در یک رقصِ پیچیده و زیبا هستند، من و دیگری هر دو پویا و زنده هستیم و سیستم فعالانه روزگار میگذراند و جهان پیرامون ما هر لحظه در حال تغییر.

ما در این ساختار، تنها وظیفه داریم که تعاملات شما رو بازبینی کنیم و دقیقا آنگونه که شما میخواهید، نه آنگونه که پیشآمدِ مسیر زندگیتان بوده، نقشه‌ی جدیدی طراحی کنیم و آن نقشه را با هم به عمل درآوریم.
ما اینجاییم تا با کمک شما در زندگی اثربخش‌تر عمل کنیم و جهان جای بهتری برای زندگی تمام موجودات باشد؛ از انسان‌ها تا نباتات همه اینجا هستند تا زندگی کنند؛ ما برای نوع زیستنِ هیچ موجودی، نقش تعیین کننده نداریم، ما تنها چراغی هستیم برای دیده‌شدن بهتر مسیر زیستن در میان ارتباطات بی‌انتهای جهان.

حالا که این مسیر را با هم طی کردیم، به عنوانِ بخش پایانی از معارفه‌ی هفت مرحله ای، این سؤال را با خودمان مرور کنیم:

● اگر تمامِ تعاملاتِ شما در یک روزِ معمولی، توسطِ یک "طراح" بازبینی می‌شد، آیا او آن را به عنوانِ اثری "درخورِ یک انسان" تأیید می‌کرد؟ و اگر قرار باشد همین حالا، زندگی‌تان را نه "زندگی کنید"، بلکه "طراحی کنید"، اولین چیزی که در بسترِ روابطتان تغییر می‌دهید چیست؟

○ بنیامین نایب