توهم ابزار و اسارت مهارت، انتظار روز موعود بی‌وجود

خیلی وقت‌ها آدم‌ها شروع یک مسیر را سال‌ها به تعویق می‌اندازند چون باور دارند هنوز ابزار مناسب را در دست ندارند. این همان نقطه‌ای است که ابزار از یک وسیله برای حرکت، به سنگری برای پنهان کردن ترس‌ها و گره‌های روانی تبدیل می‌شود. فرد به جای تکیه بر مهارت، درک مسئله و جریان اصیل یادگیری، تمام بار مسئولیت عمل را به یک شیء، یک مدرک یا یک پیش‌نیاز فنی منتقل می‌کند. در چنین چرخه‌ای، نبودِ ابزار دیگر یک کمبود لجستیکی نیست، بلکه مجوزی ناخودآگاه است برای ناتوان دانستنِ خود و فرار از مواجهه با امکان شکست.

🧩همه‌چیز در ادامه‌ی مطلب

وقتی ساختار تعاملی انسان با پدیده‌ها دچار اختلال می‌شود، جای واسطه و غایت تغییر می‌کند. ابزار در اصل یک رابط است؛ امتدادی از اراده و کارکرد دست، ذهن و توانایی ما در اثرگذاری بر جهان پیرامون. اما ذهن انسان به دلیل سازوکارهای دفاعی، گاهی رابطه خود را با عاملیت خویش قطع می‌کند و ابزار را جلوتر از خود می‌نشاند. در روان‌شناسی تعاملی و تحلیل رفتاری، وقتی فرد احساس بی‌کفایتیِ درونی یا اضطراب ناشی از ارزیابی شدن دارد، به یک عامل بیرونی پناه می‌برد تا اضطراب را خنثی کند. اگر کار خوب پیش نرود، مشکل از ضعف ابزار است؛ اگر ابزار وجود نداشته باشد، دست نزدن به کار کاملا موجه و معقول جلوه می‌کند.

این فرآیند دقیقا همان نقطه‌ای است که خریدن یک دوربین گران‌قیمت، ثبت‌نام در گران‌ترین دوره‌های آموزشی یا انتظار برای فراهم شدن یک نرم‌افزار خاص، جایگزین خودِ عکاسی، تفکر و خلق کردن می‌شود. خریدن یا مهیا کردن ابزار، نوعی حسِ کاذبِ پیشرفت و کنترل به روان می‌دهد، بدون آنکه فرد را با رنجِ واقعیِ یادگیری و خطا کردن روبه‌رو کند. انرژی روانی که باید صرف کشف، درک مکانیسم و شکل‌دهی به فرم شود، در لایه تدارکات مستهلک می‌شود. ابزار که قرار بود گذرگاهی برای رسیدن به یک ارزش باشد، خودش تبدیل به بت، هدف و مقصد نهایی می‌شود و با رسیدن به آن، انگیزه زیستن در آن مهارت هم خاموش می‌گردد.

در سطح جامعه و سازمان‌ها نیز این توهم به وضوح دیده می‌شود. سیستم‌هایی که تصور می‌کنند با خرید تجهیزات پیشرفته یا سامانه‌های نرم‌افزاری پیچیده مدرن می‌شوند، اما چون منطق رابطه، درک انسانی و مهارت استفاده از پیش شکل نگرفته، همان تجهیزات به نماد ناکارآمدی و اسراف تبدیل می‌شوند. انسان تا زمانی که محدودیت را با دست‌های خالی تجربه نکند، منطق کارکرد ابزار را نخواهد فهمید. مهارت، فهم نحوه اثرگذاری بر محیط است، نه توانایی کار با دکمه‌های یک سیستم خاص. اگر هسته توانایی شکل نگرفته باشد، کامل‌ترین ابزارها تنها وسایلی برای بزرگ‌نمایی بی‌عملی خواهند بود.

○بنیامین نایب